کاخ کریستال در لندن که معماری آن را جوزف پاکستون بر عهده داشت، نسبت به زمان خود طرح جسوری بود که روح تکنولوژی عصر صنعتی را مجسم می کرد و پیشرو و منادی بناهای آتی از جنس شیشه و استیل بود.

برج ایفل در پاریس نیز نشانه ای از عظمت بلند پروازانه ای بود که بناهای جدید می توانستند به آن دست یابند.صد سال طول کشید تا شیشه و استیل در بناهای مختلف در همه دنیا به کار رود و آسمان خراش های بلند و نورانی در خط افق کلان شهرهای مختلف مشاهده گردند.موزه معروف فرانک گری در بیلبائو احتمالا بارزترین نمونه تسخیر روح زمان با استفاده از تحول اطلاعات دیجیتالی می باشد و پیامد آن تحولات عظیم در صنعت ساختمان سازی و معماری می باشد.

عصر اطلاعات درست همانند عصر صنعتی قبل از آن ، نه تنها چگونگی طراحی بناها،بلکه چگونگی ساخت و تولید آنها را به چالش می کشد.تکنولوژی های دیجیتالی ، روش های معماری را به اندازه ای تغییر داده اند که پیش بینی آنها حتی در یک دهه قبلی نیز ممکن نبود . در حوزه تفهیمی،معماری دیجیتالی مکان شناسی و محاسباتی ،فضاهای هندسی غیر اقلیدسی،سیستم های جنبشی و دینامیک و الگوریتم های تکوینی باعث تغییر در معماری تکنولوژیکی شده اند.فرآیندهای طراحی دیجیتالی که با ساختارهای سه بعدی و تغییرات غیر قابل پیش بینی و دینامیک مشخص می گردند باعث ارتقاء امکانات تکنولوژی معماری می شوند.پتانسیل زایا و خلاق رسانه های دیجیتالی همراه با پیشرفت های تولید در صنایع اتومبیل سازی،ساخت کشتی و صنایع هوا فضا، ابعاد جدیدی از طراحی معماری را عرضه می دارند که از تولید خودکار مواد گرفته تا هنر پیکر تراشی متحرک سه بعدی را در بر می گیرد.فقط در چند سال اخیر این پیشرفت های جدید در عرصه طراحی کامپیوتری و تولید کامپیوتری، در طراحی بناها و شیوه های ساختمان سازی نیز تاثیر گذاشته است و فرصت های جدیدی را با تولید و ساخت فرم های بسیار پیچیده ای که تا سال های اخیر طراحی و ساخت آن ها با استفاده از تکنولوژی های رایج سنتی بسیار مشکل بود،ایجاد کرده است.

از طریق تکنولوژی های دیجیتالی،زنجیره دیجیتالی جدیدی که مسیر مستقیمی از طراحی تا ساخت را در بر می گیرد،ایجاد شده است.پیامد این امر وسیع خواهد بود ،زیرا فرآیندهای جدید دیجیتالی طراحی،ساخت و تولید،روایط تاریخی میان معماری و ابزار تولید آن را به چالش می طلبد.

معماری دیجیتالی جدید که حاصل انقلاب دیجیتالی است به تدریج در مسیر اصلی شیوه های معماری در سال های آتی وارد خواهد شد.آنچه که معماران،طراحان و متفکرین دیجیتالی را متحد می سازد،کاربرد تکنولوژی دیجیتالی به عنوان وسیله ای است که از دوران قرون وسطایی سابقه نداشته است،یکپارچه سازد.

روش های معاصر طراحی معماری از فرآیندهای جدید دیجیتالی بهره جسته اند،اما تحت تاثیر آثار تئوریسین ها و فیلسوفان معروفی نیز بوده اند که از لیبنیز،فیلسوف و ریاضیدان آلمانی گرفته تا دلوز،متفکر معروف فرانسوی در قرن بیستم را شامل می شود.دلوز نشان داد که واقعیت و رویدادها در مسیرهای متوالی قرار نگرفته اند و دارای توالی منظمی نیستند.گرگ لین در مقاله خود که در سال 1993منتشر شد نمونه هایی از روش های جدید طراحی را ارائه کرد که از دیسکانستراکتیویسم و منطق تضاد فراتر رفت و استدلال سیال اتصال را ارتقاء داد.این سیالیت اتصال در شیوه های طراحی جدید که از هندسی اقلیدسی حجم های مجزای ارائه شده در سیستم مختصات سه بعدی برگرفته شده است،نمود پیدا می کند.این شیوه طراحی فولدینگ یا چین خوردگی نام دارد و یکی از اصطلاحات و مفاهیم مختص اثار دلوز می باشد.

تأثیر فولدینگ،شیوه معماری جدید و منحصر به فردی است و عقاید موجود درباره فضای ساخت،زیبایی و کاربردپذیری آن را مورد سؤال قرار می دهد.

فرم های آزاد سطوح پیچیده ای استنتاج می شوند.این فرم های جدید ، فرم های اصلی و خطوط مستقیم را به چالش می طلبند و ایده های متعارف را در مورد ماهیت زیبایی شناسی ،روان شناسی و اجتماعی سبک های رایج ،مورد سؤال قرار می دهند.معماری دیجیتالی معاصر ظاهرا هر ایده مربوط به نوع شناسی ساختاری و شهری،اتصال و شکل شناسی و روش تاریخی و قالب سه بعدی را رد می کند.به نظر می رسد که روش جدید دیجیتالی،از سبک های متعارف و زیبایی شناسی معمول صرفنظر می کند و شیوه های مبتنی بر تولید دیجیتالی و تغییر شکل فرم ها را مورد توجه قرار می دهد که بافت های پیچیده و تاثیرات تابعی ایستا و پویا را شامل می شود.معماری دیجیتالی جدید ممکن است غیر مکان نگر،منفصل،بی شکل و غیر فضایی باشد اما بدون سابقه و پیشینه نیست.


از زمان باروک معماران در تلاش بوده اند تا فرارتر از مختصات کارتزین راه یابند و از هنجارهای

تثبیت شده زیبایی و تناسب در معماری فراتر روند.تطابق میان افکار معاصر و نظریات باروک در

واقع بسیار است.اروسارنین ظهور مجدد فرم های پلاستیک و شکل پذیر را به پیشرفت های

موجود در تکنولوژی ساختمان سازی مربوط می داند و البته به این نکته نیز اشاره می کند که

دلایل زیبایی شناسی نیز به عنوان نیروی محرکه ای در این کار دخیل بوده است.آلوارآلتو

سبک بین المللی رایج را با اشکال هندسی مرسوم تغییر داد و از منحنی های مارپیچی در

طراحی بناهای خود استفاده کرد.طرح بنای فینیش پاویلیون در سال 1939در نمایشگاه بین

المللی نیویورک توسط وی،یکی از معروف ترین پروژه های وی می باشد که در آن از منحنی

 های مواج نمایشی در قسمت داخلی و از خطوط مستقیم در قالب بیرونی استفاده کرده

است.

معماری دیجیتالی معاصر مشروعیت خود را در استفاده از پیشرفت های تکنولوژی جدید و

تولیدات جدید دیجیتالی و استفاده از زیبایی پیچیده متناظر در سطوح منحنی یافته است.این

ابزار دیجیتالی را باید به عنوان محصول اجتناب ناپذیر و منطقی دوران دیجیتالی و به عنوان

نمودی از فرآیندهای جدید اطلاعاتی نام برد که می توانند فرهنگ ها،جوامع و اقتصاد حاکم بر

آن ها را تغییر دهند.

منحنی های تراز در همه جای زندگی ما به چشم می خورند و از مسواک و کامپیوتر گرفته تا

اتومبیل دارای منحنی های تراز می باشند،اما به هر حال شاید به دلیل فقدان یک قالب

مساعد،تا چندین سال قبل فرهنگ معماری از این منحنی ها صرف نظر می کرد.این نادیده

گرفتن احتمالا از فقدان از ابزارهای تکنولوژیکی نیز ناشی می شد،اما با ایجاد نرم افزارهای

مدل سازی دیجیتالی سه بعدی ، منحنی های تراز و هموار به آسانی توانستند در طرح های

صنعتی جلوه گر شوند.البته صنعت ساختمان سازی نیز از این پیشرفت های تکنولوژیکی بی

نصیب نماند.شرکت فرانک گری که از برنامه های کاربرد تعاملی سه بعدی با کمک کامپیوتر به

مدت 20 سال استفاده کرده است نخستین پردازنده این برنامه ها بود